
xa0 xa0 xa0 خشک شد باران چشمم خشکسالی آمده xa0 در کویر، این دل من xa0دست خالی آمده xa0 این بیابان را ببین خورشید میسوزد مرا xa0 با دلی شوریده وآشفته حالی آمده xa0 xa0 xa0 شکرانه جان انجام دادم xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
xa0تکه های رنگی دلم را می سپارم xa0به مهربانی ِ سوزن و دست xa0که اگر همه چشم شوی xa0می خوانی مرا از میان تمام چهل تکه های جهان xa0روی گل های ریزxa0بزرگ ترین دردهای مرا می بینی xa0که میان درزها پناه گرفته ام xa0که اگر همه گوش شوی xa0می شنوی صدای پای باد و برگ را xa0که همیشه در حاشیه ی دلم xa0غوغا می کنند xa0وقت هایxa0تنهایی xa0که می دوزم خودم را به هر چه پارچه و پنجره xa0شاید اندکی دیوار کوتاه بیاید xa0سقف برخیزد xa0و چهل شب باران ببارد xa0تا أفتابی شوم فردا در تمام ناودان ها xa0تکه ای نور میان...
ادامه مطلب
xa0 باور آدمهای ساده را خراب نکن... آدمهای ساده با تو تا ته خط می آیند... و اگر بی معرفتی ببینند قهر نمی کنند...میمیرند مرگ پروانه ها را آیا دیده ای؟! پروانه ها با یک تلنگر می میرند! xa0 xa0 xa0 آهنگ xa0...
ادامه مطلب