
به رنگ سبزترین حس یک جوانه برقص
میان غربت حجمی به نام "خانه"برقص
به روی قاصدک آغوش دلخوشی بگشا
و با خلوص همین حس خالصانه برقص
ببین تنفس گل...عطر شب...تبسم صبح...
برای دلخوشی این همه نشانه برقص...
میان رود سکوتت بدار غسل سماع
و با شنیدن هر شعر عاشقانه برقص
غمت چو اشک فرو می چکد به هر گامت
لطیف...نرم...سبک...ساده...شاعرانه برقص...
زمین ما همه ی عمر بیصدا چرخید...
تو هم برقص! همینگونه بی بهانه برقص...
به سوز شعله ی اندوه بی دوای دلت
صعود کن! به تمامی بکش زبانه! برقص...
خوش و رها...پر از احساس نور و شبنم باش
و هم ردیف غزلهای جاودانه...برقص...
ما را در سایت نویسنده های رویایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153