شب یلدا .....

خرید بک لینک

ستاره ها هیچگاه از خاطر آسمان نمیروند

بگذار دل من آسمان باشد و یاد شماستاره

دوستان رویایی یلداتون مبارک
شب یلدا مبارک دوستان رویایی

ملانصرالدین در عرصه ی مسابقه بر اسبی بنشست

و یال اسب در دست گرفت.

اسب تاختن آورد و ملا نصرالدین از پشت آن لغزید

و از ابتدای یال به انتهای دمب آن رسید !

پس آواز در داد: آهای! آهای ...!

این اسب تمام شد یک اسب دیگر بیاورید!!!

دوستان رویایی یلداتون مبارک

رویا جان ؛آرش جان و استاد گرامی شب یلدا مبارک

ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد.

مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟

گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم .

مردگفت: انشاءالله بگوی.

گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟

درازکوش دربازار است و پول در جیبم.

چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند.

چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد

و گفت: از کجا می آیی؟

گفت: از بازار می آیم انشاءالله

پولم را زدند انشاءالله

خر نخریدم انشاءالله

و دست از پا درازتر بازگشتم ان شاءالله!

دوستان رویایی یلداتون مبارک

دنیا بر وفق مرادتان باشد مهرنوش جان و دوستان رویایی

روزی شخصی از ملانصرالدین پرسید:

ماه بهتر است یا خورشید!؟

ملا گفت ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟

خوب معلوم است

خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است

و نیازی به وجودش نیست!

ولی ماه شبهای تاریک را ورشن می کند

به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است

راستی ملانصرالدین اهل چه کشوریست ؟

تقدیم به همه دوستان رویایی

روزی از ملانصرالدین پرسیدند :

شما چند سالگی داماد شدید؟

ملا نصرالدین گفت : به خدا یادم نیست

چونکه آن زمان هنوز به سن عقل نرسیده بودم!

دوستان رویایی یلداتون مبارک

شب یلدا مبارک دوستان رویایی
آپامه ملیسا فرزانه پوریا امیر حسام و مهران شب یلدا مبارک

روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود

و داشت میوه می خورد

صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید:

ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟

ملا گفت نردبان می فروشم!

باغبان گفت : در باغ من نردبان می فروشی؟

ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا که دلم بخواهد آنرا می فروشم

دوستان رویایی یلداتو مبارک


نویسنده های رویایی ...

ما را در سایت نویسنده های رویایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1398 ساعت: 4:36

صفحه بندی